تبليغاتX
امید رویای ناتمام - ببار ای ابر

دلم گرفته مثل آسمانی که پر از ابر است. شب بارانی شب ظلمت

 شب سکوت شب تنهایی . پنجره ها همه بسته اند مثل تمام امیدهای

 راه خیالم چشمهایم لبریز اشکند. قلبم لبریز اندوه. سنگینی بهت سکوت

همه غمهای عالم به یکباره به قلبم هجوم آورده اند و دیوارهایی که مثل

حصار زندان دور و برم را گرفته اند. قلب من کویری شده خشک آسمان

 هم بغض کرده نمی بارد بر من . ببار ای ابر دلم گرفته ودیده ام نمی بارد

چه سخت است در خویش گریستن.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 11:5  توسط آهو  |